السيد حامد النقوي
55
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
سپرده بايراد خرافات و جزافات او رونق انصاف و نقد و محدّثيت مزعومى مقلدينش ربوده بادى بدا تقليد كابلى تبديل احبّ الخلق باحبّ النّاس نموده و با وصف آنكه خودش تصريح كرده كه اين حديث شريف را ترمذى روايت كرده باز بلا التفات بان در صدد اثبات كذب و وضع آن بنقل حاصل قول ذهبى در تلخيص گرائيده و در عبارت تلخيص چون لم يجسر را لم يحسن گمان كرده بسبب اين وهم در گرداب تحريف و تصحيف افتاده و هم بسبب ترجمه كردن جمله رايت القول من الموضوعات التى فيه به اين الفاظ دانستم قول محدثين كه اين حديث موضوعست از احاديث اين كتاب داد كمال حسن فهم داده و باز نسبت حكم به وضع آن به شمس الدّين جزرى بلا ذكر كتاب نموده راه اغفال و اهمال بتقليد خواجه خود پيموده و در نفى دلالت حديث شريف بر ادامت بر محض دعوى و ايراد كلمه كما لا يخفى كه هر كس بجواب هر دليلى مىتواند گفت اكتفا نموده و با وصف انهماك و اغراق در اثبات وضع و كذب حديث شريف حتما و جزما ادعا كرده كه مراد از احبّ الناس من احبّ الناس إليك ست حال آنكه هر گاه بزعم او اين حديث موضوعست پس حتميت اين اراده از كجا ثابت توانكرد مىبايست كه از منافات مقدوح بودن حديث با حتميت مراد بودن من احبّ الناس مىانديشيد و اين تاويل عليل را بطور احتمال ذكر مىكرد و پانىپتى بعد قطع و جزم به اين تاويل عليل احتمال كثير الاختلال عدم حضور ديگر خلفا نيز ذكر كرده و از غرابت آن و ظهور بطلان آن بروايت نسائى و غير او كما سياتى انشاء اللَّه تعالى حسابى بر نداشته و با اين مكابرات و مجازفات فظيعه بمفاد زاد فى الطنبور نغمة بر كابلى و ابن تيميه و اعور و جميع من تقدم در مجادله و مكابره گوى سبق برده حديثى كه وضّاعين براى خوشامد جائرين عباسيّه بمقابله حديث طير وضع كردهاند وارد كرده مقابله يواقيت و درر با خزف و حجر خواسته و از آنجا كه ظلمت را در قبال نور قيامى نيست به حمد اللَّه تعالى خودش بالجاى حق سند آن حديث موضوع را واهى وانموده كمال بطلان اين معارضه و مقابله سريعة الانحلال و نهايت سخافت خود در ايراد آن با اين حال ظاهر كرده اهل حق را از مؤنت ردّ و ابطال و اظهار اختلال آن فارغ البال ساخته و از طرائف امور و عجائب عصور و غرائب دهور آنست كه فاضل معاصر جسور كه متكلم پر مغرور و متغطرس فخورست با آن همه بلند پروازى و تكبّر و غنج و دلال و اظهار نهايت حذق و مهارت و كمال بلاف و گزاف و اعتساف و جزاف كابلى و مخاطب رئيس الاشراف گول خورده آهنگ قدح صحّت و ثبوت حديث طير برداشته ابداء غايت توغل و تدرّب و تغلغل خود در فن حديث و اطلاع بر تحقيقات و تنصيصات حذاق مهره ساخته در منتهى الكلام مىسرايد چون امثال اين احاديث يعنى احاديث امامت أبى بكر در صلاة كه اكثر فقهاى صحابه بلكه خلفاى راشدين ملازمين صحبت خاتم النبيين و اهل بيت طاهرين راوى آن باشند و بتواتره و استفاضه رسند بحدّى كه قاطع نزاع منازعين در مجمع مهاجرين و انصار شوند و بمرتبه استدلال جناب مرتضوى و حضرت زبير فائز شوند براى استحقاق صديق و تائيد خلافتش به كار نيايند پس از خبر طير كه پاى صحت و ثباتش هم در هواست و حديث انا مدينة العلم و علىّ بابها دروازه مقصود شيعه نمىگشايد و چگونه مفيد مدعاى مخالفين شود حال آنكه امامت را در حقيقت اصل الاصول گردانيدهاند و هزاران بار گفتهاند كه غير روايات متواتره درين باب زنهار به كار نمىآيد بخلاف جمهور اهل سنت كه از فروع مىدانند اختى و اين كلام شامت انجام آنچنانست كه احدى را از ارباب عقول و احلام در سخافت و ركاكت و وهن آن شبهه بوده باشد سبحان اللَّه احاديث موضوعه